موارد کراهت
عقد نکاح چه بسیار خانواده های مسلمانی که مایلند عقد نکاح را در بهترین وقت انشا کنند و اوقات بدشگون را بشناسند و مطابق دین اسلام بهترین زمانها را برای آغاز نقطه عطف زندگی خود انتخاب کنند.
در کتاب تهذیب شیخ طوسی، ج ۷، ص ۴۰۷ از امام صادق (ع) نقل شده است: «هر کسی عقد ازدواج را منعقد بسازد در حالیکه قمر در برج عقرب است، خوشبخت نمی شود.» (از آن عقد خوشبختی نخواهد دید) در هر برج قمری، تقریبا دو روز و نصفی قمر در عقرب است که این مطابق تقویم های نجومی قدیمی که هم اکنون نیز مطابق گردش سالها چاپ می شود، نوشته شده است. همچنین در کتاب فقه الرضا، ص ۲۳۵ آمده است: «پرهیز کنید از ازدواج، در حالیکه قمر در عقرب باشد. امام صادق (ع) فرمود هر کس ازدواج کند در حالیکه قمر در عقرب باشد هرگز خیر نخواهد دید.»
همچنین عقد بستن مکروه است در حالیکه زمان محاق ماه باشد. محاق از ماده محق به معنای محو و ناپدید شدن است. محاق، آخر ماه قمری را گویند که هلال ماه به محاق می رود یعنی ناپدید شده و دیده نمی شود. برحسب روایت شیخ طوسی در کتاب من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵ انعقاد عقد نکاح مکروه است و از عبدالعظیم حسنی بنا به نقلی روایت شده است که نکاح در آن هنگام موجب سقط بچه می شود. و با از موارد کراهت انعقاد عقد نکاح به هنگام ساعتهای گرم و داغ، به ویژه نیمه های روز گرم است. شیخ کلینی در کافی، ج ۵، ص ۳۶۶ از امام محمد باقر (ع) درباره مردی که در ساعت گرم هنگام نیمه روز ازدواج کرد، نقل می کند که حضرت فرمود: «من نمی بینم که آن دو (زوجین) با یکدیگر متفق باشند بلکه از یکدیگر جدا می شوند.»
از موارد دیگری که باید بدان اشاره شود که مناسب نیست عقد و جشن و سرور در زمانیهایی انشا شود که هنگام حزن و مصیبت اولیا کرام، به ویژه پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت مکرم آن پیامبر الهی است. مسلمانان باید طوری برنامه ریزی کنند که هنگام وقت عقد علاوه بر ترک موارد مکروه هنگام اوقات پیش گفته نباشد. در خبر آمده است که اهل بیت (ع) بر پیروانشان فرمودند در سرور و شادمانی ما شادی کنید و به هنگام حزن و مصیبت، محزون باشید و در خبر دیگر آمده است که شیعیان، از طینت ما خلق شده اند. حال چنانچه بخواهیم جشن بزرگ عمرمان را بر پا کنیم لازمست در ایام شاد ولادت اولیا الهی باشد که با دعای خیر آن مقربان الهی خوشبختی و بهروزی را برای زوجین فراهم سازد. در شماره بعدی به مستحبات هنگام عروسی می پردازیم.
funpatogh . com
funpatogh . com
****
این روزها همه جا بحث ممنوعالتصویر شدن توست…
من هم خواندهام و شنیدهام.
بعد پیگیری کردی؟
تمام تلاشام را کردم و دنبال پیگیری این خبر هم رفتم. ولی باور کن چیزی دستگیرم نشد. انگار اصلا خبری نبوده.
پس داری به کار خودت ادامه میدهی؟
چند تا فیلمنامه دارم و سعی میکنم بین این فیلمنامهها بهتریناش را انتخاب کنم.
این شایعه که هر چی فیلم روی پرده است، فیلمنامهاش را اول برای تو فرستادهاند…
به هر حال من فیلمنامه اغلب این فیلمها را خواندهام.
پس باید درباره ارزش و کیفیت انتخابهایت با هم بحث کنیم، اما اول برویم سراغ این نکته که اصلا چی شد که به یک بازیگر مشهور تبدیل شدی؟
یعنی چی؟ یعنی چطور به عنوان یک بازیگر در این سینما جا افتادم؟
نه. این که فیلمهایت فروخت و مردم برای دیدن تو به سینما رفتند.
خب، نگران بودم منظورت همان اولی باشد که توضیح دادن دربارهاش کمی سخت است! اما این که چرا مردم دوست داشتند فیلمهایم را ببینند و مرا به عنوان قهرمان این داستانها بپذیرند، به نظرم جواب خیلی سادهای دارد. سعی کردم همیشه خودم باشم و ادا درنیاورم. اگر صداقتی در کار باشد، لنز دوربین خیلی زود و خوب ثبتاش میکند و تماشاگر هم آن را میپذیرد.
و فکر میکنی توانستهای همیشه این صداقت را پشت صحنه و روی پرده حفظ کنی؟
خب، نه همیشه. ولی لااقل سعیام را کردهام.
و آن وقت به نظرت کجا به نتیجه رسیدهای؟ کدام لحظهها در کدام فیلمها؟
خودم از صحنههایی در بوتیک و آتش بس خیلی راضیام. به نظرم توانستهام در لحظاتی از این فیلمها حضور دوربین را کاملا فراموش کنم، فاصله میان خودم و نقشام را از بین ببرم و آن ارتباطی را با تماشاگر برقرار کنم که همیشه دنبالاش بودهام. مثلا در بوتیک، چند صحنه که دوربین مرا دور از کنش اصلی صحنه، در قاب میگیرد که ایستادهام و در سکوت، ناظر آن چیزی هستم که در برابر چشمانم اتفاق میافتد. نمونه مورد علاقهام از این جور بازی، عمر شریف در دکتر ژیواگوست. آن صحنهای که روی تراس میایستد و کشتار مردم بیگناه توسط سربازان ارتش تزار را نگاه میکند. سخت است که صحنهای را بازی کنی که بر واکنش پر از سکوت تو در برابر غوغای اصلی صحنه استوار است.
خب، این یکی از گرفت و گیرهای کارنامه بازیگریات است. این که هنوز داری از بوتیک مثال میآوری. شاید باید تعداد این قبیل فیلمها و صحنهها در کارنامه تو بیشتر میبود.
به هر حال بوتیک فیلم مهمی در کارنامه من است. ضمن این که باز هم از این جور مثالها دارم و نمیخواهم آغاز مصاحبه خرجاش کنم! هنوز اول کار است. ولی اجازه بده حالا من از تو سوال کنم. چرا بوتیک در جشنواره فیلم فجر و در دوره خودش آن طور که باید دیده نشد؟
دیده شد که. تماشاگرها و منتقدها دوستاش داشتند…
اما داورها که آن را ندیدند. این فیلمی نبود که در بخش مهمان جشنواره به نمایش درآید و از رقابت رسمی دور بماند. اوایل کارم بود و با انرژی شروع کرده بودم و میخواستم حاصل کارم را روی پرده و تاثیرش را بر هیات داوران ببینم. اما نشد. نمیدانم از بدشانسی من بود یا چیز دیگر. به هر حال اگر چنین فیلمی در بخش رسمی به نمایش درمیآمد، شاید مسیر حرفهای عواملاش به کلی تغییر میکرد. اما همان منتقدها که تو میگویی، اغلبشان سعی میکردند موفقیتهای فیلم را به چیزهای دیگری نسبت دهند. به هر چیزی به جز بازی من در نقش جهانگیر! بوتیک فیلم شلوغ و پرشخصیتی است. با این وجود کاراکتر جهانگیر تقریبا در تمام صحنههای فیلم حضور دارد. چطور میشود فیلمی موفق باشد و بازیگری که در تقریبا تمام صحنههای آن حضور دارد و نقش محوری پیدا کرده، هیچ نقشی در این موفقیت نداشته باشد؟
به هر حال عقل مردم گاهی به چشمشان است. وقتی بعضی فیلمهای دیگری که در آنها بازی کردهای را نگاه میکنند، به نظرشان میرسد که شاید بوتیک فقط یک اتفاق یا حاصل کار کارگرداناش بوده.
یعنی فکر میکنی که من یک بار خوب بازی کردهام و در فیلمهای دیگرم هیچ نشانی از این استعداد نبوده؟
اصلا. اتفاقا حتی آن فیلمهایی از کارنامهات را که دوست ندارم، و بعضیهایشان بد و سردستی ساخته شدهاند؛ باز حضور تو در این فیلمها آزاردهنده نیست. تازه بازی تو در آتش بس را خیلی هم دوست دارم. یادم هست وقتی فیلم را دیدم، در نظرسنجیهای آن زمان به عنوان بهترین بازی سال هم انتخاباش کردم، که یادم هست خیلیها شاکی شدند.
اما همین آتش بس هم دیده نشد. خودت میدانی که جشنواره فجر بهترین ویترین برای بحث و گفتگو درباره حاصل کار سالانه اهالی سینماست. و وقتی چنین اتفاقی از دستاندرکاران یک فیلم دریغ میشود، بپذیر که برایمان گران تمام میشود.
پس یکی از دلایل تو برای عدم تکرار چنین اتفاقهای در کارنامهات، دیده نشدن این دو فیلم است.
خب، موثر است دیگر. همین چیزها مسیر حرفهای یک بازیگر را میسازد. مگر چه قدر فیلم قابل بحث در سینمای ایران ساخته میشود که نقش مناسبی برای من هم در آنها وجود داشته باشد و امکان حضورم در آن فراهم شود؟ که بعد تازه این دو فیلم من هم در جشنواره دیده نشود؟
اصلا بیا این طوری با بحث طرف شویم. یک ستاره در سینمای ایران، چه قدر میتواند برای مسیر کاریاش برنامهریزی کند؟ آیندهاش را بخواند؟
بهتر است اتفاقات بد را فراموش کنم. چیزی مثل آن چه درباره این دو فیلم پیش آمد. در این شرایط قطعا سعی میکنم که برنامهریزی هم داشته باشم، اما این برنامهریزی قرار نیست که حتما به نتیجه درست و دقیقی برسد. همیشه فکر میکردم و میکنم که بخت و تقدیر و قسمت، نقش مهمی در زندگی همه ما دارد. آن وقت سعی میکنم بین محاسبه و برنامهریزی و البته تقدیر، تعادل برقرار کنم. به خصوص که در این جا و با شرایط ما، به نظرم باید بخش مربوط به تقدیر و قسمت را بیشتر و موثرتر در نظر بگیریم.
حواشی و بازتابهای اعمال و رفتار یک ستاره هم که در این جامعه خیلی زیاد است…
خیلی از این واکنشها و حساسیتها و بازتابها هم خوب و بجاست. قبولشان دارم. اما به نظرم بعضی وقتها این حساسیت زیادی میشود. ما هم مثل آدمهای دیگر زندگی میکنیم و زندگی ما هم بالا و پایین دارد. قرار نیست هیچ اشتباهی نکنیم. ضمن این که گاهی به نظرم زیادی روی تاثیر اعمال و واکنشهایمان بر عموم افراد جامعه حساب میشود. گاهی اصلا بد نیست که به خودمان فرصت دهیم در فضایی آرام و راحت کارمان را بکنیم و بعد با خیال راحت به تماشاگران و مخاطبهایمان این فرصت را بدهیم که هرسمان کنند و بد و خوبمان را به رویمان بیاورند. واقعا چه عیبی دارد؟
و وقتی این پست و بلندی را به رویت میآورند، شد که آرزو کنی کاش یک ستاره مشهور نبودی؟
نه. اتفاقا جایگاهم را دوست دارم. برای رسیدن به این جایگاه و به دست آوردن دل مردم کشورم زحمت کشیدهام. دلم میخواهد بیشتر و بهتر کار کنم، از زندگیام درس بگیرم و از این تجربهها در مسیر کاریام خوب استفاده کنم. به هر حال مهر و علاقه مردم چیزی نیست که به سادگی به دستاش آورده باشم. سرمایهام است و دلم میخواهد از این سرمایه به نفع کشورم و هموطنانام استفاده کنم. اگر هنری دارم و تاثیری، دوست دارم خرج مملکت خودم شود. این جا به دنیا آمدهام و همین جا هم خواهم مرد. پس میخواهم هر چه دارم همین جا و برای همین مردم خرج کنم. امیدوارم شرایطی پیش بیاید که بیشتر از همیشه و با فضا و تلاش بیشتری، به رشد سینمای ایران تا آن جا که در توانام است، کمک کنم.
این خودش بحث بعدی ماست. این که جامعه ما چه قدر میتواند از قابلیتها و تواناییهای ستارهای مثل محمدرضا گلزار، چه به لحاظ اقتصادی و چه اجتماعی استفاده کند.
منظورت دقیقا چیست؟
یعنی که هیچ از خودت پرسیدهای جامعه ما سازمانهایی برای بهره بردن از حاصل کار یک ستاره را دارد؟ این جا فقط بحث گیشه سینما مطرح نیست. میشود سازمانها و شرکتهای حتی عامالمنفعهای تاسیس کرد تا در کنار یک ستاره به مسیر خودش ادامه دهد و به سوددهی مالی و فرهنگی برسد.
به نظرم هنوز با این قبیل آرزوها و فرصتها خیلی فاصله داریم.
ولی کم کم باید یاد بگیریم. به خصوص که کم کم صنعت سرگرمی ما رو به ستارهسازی آورده، اما انگار هنوز بلد نیست چطور ازش استفاده کند. حداکثر این که به بازیگران مشهورش پول میدهد تا در مجموعههای پربیننده و مناسبتی تلویزیونی یا دست آخر و در بهترین حالت، در فیلمهای احتمالا پرفروش دیگری بازی کند. اما استفادهای که در کشورهای صاحب صنعت از حضور و وجود و اعتبار چنین ستارههایی میشود، فراتر از این حرفهاست.
من اما آمادهام. تمام تلاشام را به خرج میدهم. راستاش فکر میکنم انجام چنین فعالیتهایی که نفعاش به همه میرسد، جبران همه آن مواهبی است که زندگی به من اعطا کرده و از این طریق سعی میکنم قدرشان را بدانم و در وجود و حوزه اطرافام ماندگارشان کنم. امیدوارم بیشتر در این زمینه تجربه کنم و بیاموزم. اما در حد خودم سعی میکنم از موقعیتی که دارم، از جمله برای به راه انداختن فعالیتهای خیریه استفاده کنم.
از چه راهی مثلا؟
مثلا به راه انداختن مسابقات ورزشی از جمله دیدارهای تیم والیبال هنرمندان، که عایدیمان از راه بلیت فروشی برای این مسابقات را در اختیار موسسات خیریه میگذاریم. ما آدمها معمولا وقتی خوشحالیم که با همدیگر مهربانیم.
اما بازده اقتصادی و اجتماعی یک ستاره میتواند خیلی بیشتر از اینها باشد.
آخر در شرایطی که هنوز برای جا انداختن مفهوم ستاره، در ذهن بسیاری از دوستان مشکل داریم، چطور میتوانیم به تشکیل سازمانهای بزرگ و موثری برای استفاده درست از این شهرت فکر کنیم.
شاید خیلیها نگران استفاده نابجای بازیگران مشهور از شهرت بیش از حدشان باشند.
ولی قبلا هم که گفتم. ما هنرمندیم و سیاست ربطی به ما ندارد. کاش بیشتر به ما اعتماد میشد و فرصت داشتیم تا بیش از این در مسیر کمک به فرهنگ این مملکت حرکت میکردیم. به هر حال کشور ما این جاست و همگی باید هر چه در توان داریم، خرج پیشرفت و قدرتاش کنیم. این یکی از دلایلی است که از فروش فیلمهایم خوشحال میشوم. چون به نظرم از این طریق میتوانم به ادامه حیات این سینما هم در حد خودم کمک کنم. از کنترلچی گرفته تا مدیر سالن و تماشاگر سینما و عوامل ریز و درشت هر فیلم.
و این پیشنهاد اخیر تو به بهانه فوت خسرو شکیبایی…
خب، این یک راه حل عملی در همین مسیر بود که برای کمک به قشر نیازمند یا سن و سال دار سینما به فکرم رسید. با خودم گفتم که کاش فقط ما بازیگرها و دیگر عوامل شناخته شده، از فروش بالای یک فیلم سهم نبریم. طرحی که به نظرم رسید، این بود که هر فیلمی که بیشتر از یک رقم مشخص فروخت، درصد معینی از فروش آن، به جیب دست اندرکاران فیلم برود. و امیدوارم که این فقط در حد پیشنهاد باقی نماند و به شکل قانون درآید. اگر سهمی در فروش فیلمها داشته باشم، خیلی خوشحال میشوم که بخشی از تلاشام به این ترتیب کمکی باشد به رفاه حال آدمهایی که در این موفقیت سهیم بودهاند و به نوعی کارشان در ویترین نیست و دیده نمیشوند و سهم کمتری از این موفقیت میبرند. تکرار میکنم که بر اساس این طرح، این پول باید به دست تمام عوامل فیلم برسد. حتی بچههای تدارکات هم سهمی از آن داشته باشند. هنرمندی که به هر دلیلی عضوی از بدناش را از دست داده یا دیگر توانایی کار ندارد، اتفاقی که این روزها برای چند نفر از اهالی سینما افتاده و خواهد افتاد، باید سهم و حقی از این طرح داشته باشند.
این پیشنهاد قبل از این سابقه نداشته؟
چرا. تهیهکنندگانی را میشناسم که به اشکال مختلف، دیگر عوامل را هم در موفقیت فیلمشان شریک کردهاند. اما همان طور که گفتم امیدوارم تمام این ایدهها، به کمک وزارت ارشاد، خانه سینما و باقی نهادهای مسئول، به شکل یک قانون مشخص درآید. وقتی میبینم که ستارههای سینمای جهان چطور به مقوله صلح و کمک به انسانها در کشورهای در حال پیشرفت میپردازند، به نظرم میرسد که ما هنوز در آغاز یک راه طولانی هستیم. فعالیت این ستاره در زمینه یک حادثه خاص، مثلا کمک به آوارگان افغان را ببین.
و در کنار این همه آرزو، نهایت راه بازیگری برای محمدرضا گلزار چیست؟ افق هدفهایش کجاست؟
افقی در کار نیست. بیشتر ترجیح میدهم به لحظه و اکنون فکر کنم. این که در هر وضع و شرایطی که هستم، بهترین واکنش را نشان دهم و مناسبترین تصمیم را بگیرم. این طوری قدم به قدم پیش خواهم رفت تا آینده، چنان که واقعا وجود دارد، خودش را در لحظه خاص به من نشان دهد. سعی میکنم به زندگیام فرصت تغییر بدهم. همواره به نظرم رسیده که آدمهای شجاع و هشیار، از تغییرات زندگیشان به عنوان یک فرصت استفاده میکنند در حالی که آدمهای ضعیف، مجبورند با تغییرات زندگی به عنوان تهدید کنار بیایند. دلم میخواهد جوری زندگی کنم که همیشه از دسته اول باشم.
قبل از این گفتی تلاش میکنی تا طرح اقتصادیات را به ثمر برسانی، چون میخواهی حاصل نهایی گیر همه آنهایی بیایند که در دیده شدن بهتر تو و عرضه فیلم به عنوان محصول نهایی دخیلاند.
دقیقا. کارم به عنوان یک بازیگر، بستگی مستقیم به سایر عوامل تولید دارد. هر وقت با فیلمنامه و کارگردان بهتر کار کردهام، حاصل کار هم بهتر بوده است.
به خصوص که یکی از ویژگیهای تو این است که به نظر، بیشتر بازیگر ریاکشن هستی تا عمل مستقیم. یعنی حاصل کارت بستگی مستقیم به اوضاع و احوال بازیگر مقابلات دارد.
خودت نگاه کن دیگر. با امین حیایی در کما موفق بودیم. رابطه من و گلشیفته فراهانی در بوتیک را هم خیلیها دوست داشتند. برخوردها و کنش واکنشهایمان با مهناز افشار در آتش بس هم جواب داد. در توفیق اجباری هم با رضا عطاران همکاری خوبی داشتیم. کار بازیگری در سینما گاهی وقتها مثل صفحهای است که تلاش و دانش گروه فیلمبرداری را بازتاب میدهد. اگر آن چه در اختیار بازیگر قرار میدهند یا به سمتاش پرتاب میکنند، خوب و جذاب باشد، بازیگر هم به عنوان حلقه آخر این زنجیر، به خوبی آن را در اختیار تماشاگر قرار میدهد.
تا به حال اما همهاش از مواهب و فرصتهای ستاره بودن حرف زدیم. برویم سراغ سویه تاریک ماجرا. وجه ترسناک شهرت و محدودیتهایی که برایت ایجاد میکند.
بخشی از این گرفتاریها در فیلم توفیق اجباری هست.
که مورد جالبی است. توفیق اجباری فیلمی است درباره گرفتاریهای شهرت، که همزمان در عین حال از شهرتات بین هوادارها برای فروش بیشتر بهره میبرد!
با این حال باور کن از این گرفتاریهای روزمره کم ندارم. به هر حال هیچ چیز کامل نیست. در برابر آن فرصتها، این هزینهای است که میپردازیم و گاهی وقتها میبینی شیرین هم هست. فعالیتهایی وجود دارد که دلم میخواست میتوانستم در شرایط عادی و نرمال هم انجامشان بدهم. این که در رستوران یک غذای راحت بخورم. یا با خیال راحت ورزش کنم. اینها اما قابل تحمل است. فقط کاش موانع و عوامل کمکننده سرعت در مسیر حرفهای یک بازیگر به همین چیزها محدود میشد و زیاد گسترش پیدا نمیکرد.
هیچ به این نکته فکر کردهای که بخشی از این محدودیتها در زمینه جایگاهت به عنوان یک ستاره به تو تحمیل میشود؟ این که مجبوری قالب و هیات مورد تایید هوادارانات را حفظ کنی…
شاید باید تلاشهای بیشتری در این زمینه به خرج دهم. شاید باید تماشاگران سینما را برای تماشای هیبتها و شمایلهای تازهای از خودم آماده کنم. دلم میخواهد به عنوان یک بازیگر – و در عین حال یک ستاره – زندگیهای دیگری هم تجربه کنم. یک انسان همیشه آماده انتقاد از چیزهایی است که تجربهشان نکرده، و امیدوارم بازیگری، امکان انتقاد کردن را از من بگیرد، حداقل در مواردی که از راه بازیگری تجربهشان میکنم.
اما هیچ وقت نگران تمام شدن این فرصتها نمیشوی؟ وقتی زمان میگذرد و تو دیگر ستاره نیستی…
امیدوارم تا جایی که امکاناش هست، عمر بازیگریام طولانی باشد. امیدوارم که ستاره این سینما باقی بمانم. اما همه چیز به قلبات بستگی دارد و این که خدا چی میخواهد. تو نان قلبات را میخوری. زندگی مهمتر از سینماست. بیش از آن که بخواهم به عمر بازیگریام فکر کنم حواسام به زندگیام است که از آن استفاده کنم. فکرش را بکن؛ هنوز خیلی راههاست که نرفتهایم، خیلی کارهاست که نکردهایم، خیلی دستهاست که نگرفتهایم و البته… خیلی حرفهاست که نزدهایم.
funpatogh . com
کمردرد و کمبود ویتامین
دردهای مزمن و طولانی، ولو خیلی هم شدید نباشند، گاه آزاردهندهتر از دردهای شدید و گذرا هستند. ناشناخته بودن علت اصلی این دردها هم خود مزید بر علت است و آزار آنها را بیشتر میکند.

به تازگی مطالعهای انجام شده که رابطه کمبود ویتامین D را با برخی انواع این دردها مشخص کرده که منشا عضلانی اسکلتی دارند.
این مطالعه جدید نشان داده که حداقل در زنان مسن، کمردرد میتواند ناشی از کمبود این ویتامین باشد. خبرگزاری رویترز این مطالعه محققان دانشگاه دلآور را چنین گزارش کرده است که آنها سطح خونی ویتامین D را در گروهی از مردان و زنان با حداقل سن ۶ سال اندازهگیری کردند.
این ها افرادی بودند که هر کدام حداقل در یک نقطه از بدنشان، دردی با شدت متوسط و بیشتر حس میکردند. در ۵۸ درصد زنان مورد مطالعه و در ۲۷ درصد مردان مورد مطالعه، کمبود ویتامین مشاهده شد.
وقتی نتایج به لحاظ آماری تحلیل شد، در گروه مردان رابطه معنیداری بین کمبود ویتامین و درد مزمن یافت نشد، اما مشخص شد کمبود ویتامین باعث ۲ برابر شدن احتمال بروز درد در زنان میشود.
محققان میگویند نرمی استخوان ناشی از کمبود ویتامین، احتمالا باعث انعطافپذیری و کشش نامناسب ستون فقرات و در نهایت درد آن میشود.
پیش از این نیز البته در مطالعات گوناگون، از رابطه انواع دردهای عضلانی و اسکلتی با کمبود ویتامین D سرنخهایی به دست آمده بود، اما هنوز نتایج قطعی و قابلاستنادی در این باره به دست نیامده است.
اما این دردها، تنها مواردی از تاثیر کمبود ویتامین D در بروز بیماریها نیستند. کمبود این ویتامین، علاوه بر اختلال در ساختار استخوانها، نشاندهنده مشکل جدیتری در بدن هم میتواند باشد.
چنانکه از جمعبندی برخی مطالعات میتوان نتیجه گرفت که احتمالا بتوان کمبود ویتامین D را نوعی شاخص برای تعیین وضعیت التهابی بدن در نظر گرفت. این وضعیت، در واقع پاسخ نابجای سیستم ایمنی بدن است که میتواند منشا بروز طیف وسیعی از بیماریها باشد.
سرطانها، گروهی از این بیماریها هستند که به ویژه در مورد رابطه سرطان سینه و کمبود ویتامین D مطالعاتی انجام شده و نتایج اولیهای هم به دست آمده است.
بیماری دیگری که رابطه کلی آن با کمبود این ویتامین تا حدی روشن شده، بیماری MS (مولتیپل اسکلروزیس) است که البته هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است.
منبع: همشهری
funpatogh . com
سرویس جهانی بی بی سی اعلام کرد که شبکه تلویزیونی فارسی زبان خود را در روز چهارشنبه ۲۵ دی ماه (۱۴ ژانویه) راه اندازی می کند.
برنامه های تلویزیون فارسی بی بی سی روزانه به مدت هشت ساعت از ۱۷ بعد از ظهر تا یک نیمه شب به وقت تهران (۱۳:۳۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت گرینویچ) و از ۱۸ به وقت کابل از استودیوهای بی بی سی در لندن پخش می شود.

فرناز قاضی زاده مجری اخبار

اتاق فرمان

فرناز قاضی زاده و نادر سلطان پور مجریان اخبار

اتاق فرمان

مینا رزقی فیلمبردار

داریوش کریمی سردبیر اخبار , پونه قدسی مجری و راب بینون

پونه قدسی مجری

اتاق اخبار

فرین عاصمی , مهدی پرینچی سردبیر اخبار , فرناز قاضی زاده و نادر سلطان پور مجریان اخبار
تلویزیون فارسی بی بی سی؛ مجریان خبر

سیما علی نژاد حرفه روزنامه نگاری خود را در سال ۱۹۹۰ با نوشتن گزارش برای چند مجله معتبر ایرانی آغاز کرد. در سال ۱۹۹۳ به عنوان خبرنگار و مجری به بخش فارسی رادیو بی بی سی پیوست. او در این رادیو در مقام سردبیر خبر و برنامه ھای مستند و آنلاین کار کرده است.

جمال الدین موسوی حرفه خود در بی بی سی را در سال ۲۰۰۱ با کار برای مجله آسیای میانه بی بی سی در ایران و افغانستان شروع کرد . پیش از پیوستن به بی بی سی , سردبیر هفته نامه ای برای پناهندگان افغان ساکن مشهد بود.

فرناز قاضی زاده در برخی از روزنامه های ایران از جمله یاس نو , نشاط و زن کار کرده است . او حرفه تلویزیونی خود را در سال ۲۰۰۰ به عنوان مجری یک برنامه روزانه علمی در تلویزیون ایران آغاز کرد.

نادر سلطان پور حرفه خبرنگاری را کار در یک برناممه هفته ای به نام صدای فارسی برای جامعه فارسی زبان در اونتاریو در کانادا آغاز کرد.

ناجیه غلامی حرفه رادیویی و تلویزیونی خود را در سال ۲۰۰۱ به عنوان گزارشگر بی بی سی فارسی در شهر مشهد آغاز کرد . او نخستین خبرنگار فارسی زبانی بود که از سوی دولت ایران برای کار برای بی بی سی مجوز گرفت
funpatogh . com

funpatogh . com
1. ازدواج را به تأخیر نیندازید
ازدواج، حادثه شیرین و تحول به یادماندنی دوران جوانی شماست. با ازدواج، صفا، محبت و شیدایی میشکفد و حیاتی سبز و همراه با مسرّت معنوی و لذتهای سالم آغاز میشود. آدمی چنان آفریده شده است که به طور فطری و طبیعی، به سوی ازدواج و سامان دادن خانواده، رهنمون میشود.
این سخن از پیامبر صلی الله علیهوآله شنیده شد که میفرمود: «ای گروه جوانان! ازدواج کنید».۱
کسانی که تن به ازدواج نمیدهند و از این سنت الهی سرپیچی میکنند، نوعی خامی در وجودشان باقی میماند و بسیاری از گونههای وجودیشان شکوفا نمیشود. به گفته استاد مطهری، «یک پختگی هست که جز در پرتو ازدواج پیدا نمیشود».۲
ازدواج را تأخیر نیندازید و به هنگام، دست به کار شوید زیرا ازدواج ، اولین مرحله خروج از خودِ طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است و کسانی که این دوران را نگذرانند، تا آخر عمر یک نوع خامی و بچگی در آنان وجود خواهد داشت.۳
ازدواج کنید ، زیرا رسول خدا صلی الله علیهوآله همواره میفرمود: «هر که دوست دارد از سنت من پیروی کند، به ازدواج روی آورد ، زیرا ازدواج [بخشی] از سنت من است».۴
در سخنان پیامبر صلی الله علیهوآله، از گشوده شدن درهای رحمت آسمانی و وزش نسیم احسان و فیض الهی، به هنگام ازدواج ، خبر داده شده است.۵ بیتردید، کامل شدن دین فرد را میتوان جلوهای از لطف خدا دانست.
هیچ یک از یاران رسول خدا صلی الله علیهوآله ازدواج نمیکرد ،مگر این که پیامبر اکرم صلی الله علیهوآله دربارهاش میفرمود: دینش کامل شد.۶
عشق، مصاحبت و دستیابی به انتظارات ، سه دلیل مهم ازدواج شمرده شدهاند و نیز نقل شده که «هیچ بنیادی در اسلام، نزد خداوند ، محبوبتر از ازدواج نیست».۷
روزی یکی از جوانان مدینه به نام عکاف، خدمت پیامبر صلی الله علیهوآله رسید. آن حضرت از او پرسید:
آیا زن داری؟
او گفت: خیر.
- در اینباره مشکلی داری ؟
- خیر.
- تو که سالم و توانگری؟
- آری بحمدالله.
- در این صورت، تو از براداران شیطانی. یا باید از راهبان مسیحی باشی. اگر مسلمانی، مانند همه مسلمانان رفتار کن. زن گرفتن، از سنتهای من است. بدترین افراد شما، بیزنان هستند و بدترین مردگان، اموات مجردند. وای بر تو ای عکاف! زن بگیر که خطا کاری.۸
تمایل مرد و زن جوان به یکدیگر، واقعیتی درونی است و در پرتو ازدواج، آثار و فوایدی برای آن دو فراهم میشود که برخی از آنها عبارتند از:
الف) آرامش روح و روان ، در پناه یک ازدواج موفق تحقق مییابد و این احساس، زمینه رشد جوان را برای دستیابی و کسب فضیلتهای انسانی، فراهم میآورد، آن گونه که پروردگار مهربان میفرماید:
«از نشانههای او این که از [نوع] خودتان، همسرانی برای شما آفرید؛ تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت نهاد. آری، در این [نعمت] برای مردمی که میاندیشند، قطعاً نشانههایی است».۹
نتیجه چنین دوستی و آرامشی، فزونی مروّت و نیکی سیرت است. پیامبر صلی الله علیهوآله میفرماید:
«پسران و دختران مجرد خود را همسر دهید، تا خداوند، مروتشان را افزون و سیرتشان را نیکو کند».۱۰
ب) ازدواج وسیلهای پاک برای ارضای تمایلات و پدیدهای سازنده برای در امان ماندن از ناپاکی ها:
مسائل جنسی و شهوانی، یکی از راههای آسان، برای نفوذ شیطان است که گاهی در پوشش ارتباط دوستانه، بین پسر و دختر، جوان را در ورطه هرزگی و فساد میاندازد ، امّا جوان، در پرتو مهر همسر خود، این راه نفوذ را مسدود میکند. رسول خدا صلی الله علیهوآله ضمن توصیه به ازدواج و نهی جوان از ارتباطهای نامشروع،۱۱ میفرماید:
«هر جوانی که در ابتدای جوانیاش ازدواج کند، با این کار نیک خود، ناله ابلیس را در میآورد ، چنان که او فریاد میکشد: وای بر من! وای بر من! این جوان، دو سوم دین و آیینش را از گزند من در امان نگه داشت و خود را بیمه کرد».
رسول خدا (ص) ، آنگاه این سفارش را فرمود: «پس لازم است در یک سوم باقی مانده ، خویشتندار باشد».۱۲
زوج جوان به دلیل مصونیت از آلودگیها و انحراف شهوانی، جایگاه والایی نزد خداوند دارند ،تا جایی که خوابشان برتر از انسان مجردی است که روزها روزه دارد و شبها به خاطر عبادت، بیدار میماند.۱۳
پیامبر خدا، عبادت پسر و دختر ازدواج کرده را برتر از نماز فرد مجردی میداند که شب و روز خود را به پرستش سپری میکند.۱۴ از این رو، هرگاه یکی از یارانش ازدواج میکرد، پیامبر «کامل شدن دین» او را بشارت میداد۱۵ و همواره این توصیه را به جوانان میفرمود: « هرکه دوست دارد خدا را پاک و پاکیزه ملاقات کند، در حالی که زن دارد، خدا را ملاقات کند».۱۶
ج) بقای نسل و نوع آدمی و ایجاد نسلی صالح ، از آثار همدمی و پیوند دختر و پسر جوان است ،زیرا رسول خدا صلی الله علیهوآله میفرماید: «چه چیزی مؤمن را از انتخاب همسر باز میدارد؟ هر آینه در پرتو ازدواج، خداوند، فرزندی را به او ببخشد که زمین را با شعار «لا اله الا اللَّه»، سنگین کند».۱۷
بیشتر جوانان به دلیل واهمه از عدم اداره کامل زندگی، ازدواج را به تأخیر انداخته، تا پس از جمعآوری و اندوخته کردن مال و اطمینان کامل، گام پیش نهند ، امّا اغلب، دغدغهها روا نیست ، زیرا با حداقلها نیز میتوان آغاز کرد ، چون رزق و روزی، در گرو ازدواج است.۱۸ که رسول خداصلی الله علیهوآله میفرماید: «خانواده تشکیل دهید که آن برای شما روزیآور است»۱۹ و در کلام شیرین دیگری میفرماید: «با زنان ازدواج کنید که آنان، ثروت و روزی میآورند».۲۰
سخنان فوق، امیدآفرینترین جملاتی است که جوان با الهام از آنها دلیر گشته ، توان و نیرویش را به تحرک مضاعف وا میدارد ، تا در سایه فضل و لطف الهی، یک زندگی سرشار از صفا و زیبایی را بنیان نهد؛ زیرا « اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خویش بینیاز خواهد کرد و خدا، گشایشگر داناست».۲۱
در مقاله ی بعد به دوقدم مهم دیگر برای زندگی توام با آرامش اشاره می کنیم که یکی انتخاب شایسته ی همسر است و دیگری رفتار صحیح با همسری است که انتخاب کرده ایم .
پی نوشت:
۱٫ کلینی، کافی، ج۶، ص ۳۳۰٫
۲٫ مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۳۹۸٫
۳٫ همان، ص ۲۵۱٫
۴٫ مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۹۳٫
۵٫ یفتح ابواب السماء بالرحمه.. عند النکاح». (نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۱۵۲).
۶٫ نعمان مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۹۰٫
۷٫ عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص ۳٫
۸٫ ابوالفتوح رازی، تفسیر روض الجنان، ج ۴، ص۳۴٫
۹٫ روم، آیه ۲۱٫
۱۰٫ بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۲٫
۱۱٫ ای جوان! ازدواج کن و از زنا بپرهیز؛ همانا که این زشتی، ایمان را از قلب تو بیرون میکشد. (مکارم الاخلاق، ج۱، ص۴۳۰).
۱۲٫ بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۱٫
۱۳٫ قمی، سفینه البحار، ج۱، ص۵۶۱٫
۱۴٫ شیخ طوسی، التهذیب، ج۷، ص۲۳۹٫
۱۵٫ امیرمؤمنان علیه السلام میفرماید: «هیچ یک از یاران پیامبر، ازدواج نمیکردند؛ مگر آن که پیامبر میفرمود: دینش کامل شد». (دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۹۰).
۱۶٫ شیخ مفید، المقنعه، ص۴۹۶٫
۱۷٫ شیخ صدوق، مَن لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۲٫
۱۸٫ مکارمالاخلاق، ج۱، ص۴۳٫
۱۹٫ بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۲۱۷٫
۲۰٫ مکارمالاخلاق، ج۱، ص۴۳٫
۲۱٫ نور، آیه ۳۲٫
منبع : مجله پرسمان – با تلخیص
funpatogh . com
همه ما دوست داریم شکمی صاف و کوچک داشته باشیم، شاید به همین دلیل هر سال هزینه های هنگفتی صرف تحقیقات در زمینه یافتن روش های جدید برای از بین بردن چربی های اطراف شکم می شود.
در حال حاضر بیش از ۲۰۰ مدل دستگاه مختلف برای کوچک کردن شکم وجود دارد، دستگاههای غلطکی، ضربه زننده، لرزاننده و … . شعارهای تبلیغاتی تمام این دستگاهها ادعا می کنند که با استفاده از آنها می توانید شکم خود را کوچک کرده و به سایز مطلوب برسانید.
اگر فکر می کنید استفاده از این دستگاه ها به تنهایی برای کوچک کردن سایز اندام های مختلف بدن کافی است، سخت در اشتباهید. این قبیل وسایل تنها کمک ناچیزی برای رسیدن به هدف مورد نظر شما هستند. به منظور کوچک شدن شکم، لایه های چربی موجود در اطراف شکم باید از بین برود و از آنجا که این دستگا ههای ابتکاری قادر به انجام این کار نیستند، استفاده از آنها به تنهایی کافی نیست.
داشتن اطلاعات اولیه در مورد طرز کار عضلات اطراف شکم و این که چگونه بدن شما چربی را می سوزاند، قدم اول برای موفقیت در صاف کردن شکم و باریک کردن سایز دور کمرتان است.
به طور کلی عضله یا ماهیچه را می توان بافتی دانست که در هنگام حرکت منقبض می شود. همانطور که عضله هیچگاه به چربی تبدیل نمی شود، چربی نیز هیچگاه به عضله تبدیل نخواهد شد. اما اضافه وزن و چربی زیادی باعث کم شدن حجم عضله های شما و گاهی از بین رفتن تدریجی آنها می شود. در اکثر افرادی که پا به سن می گذارند این اتفاق ناخودآگاه می افتد.
بنابراین اگر هدف شما داشتن اندامی متناسب و شکمی صاف است، اولین قدم از بین بردن لایه های چربی موجود روی عضله های شکمتان است. در واقع به طور طبیعی شکم همه افراد صاف است اما در مواردی که با چربی اضافی پوشیده شده، به نظر بزرگ می رسد.
موثرترین روش برای کوچک کردن شکم ترکیبی است از حرکات ورزشی متمرکز روی شکم و کمر و نیز تلاش برای ثابت نگه داشتن قند خون. ثابت بودن میزان قند خون شما از چاق تر شدن و افزایش چربی های اضافی در بدنتان جلوگیری می کند و کمک می کند که بدن شما آسانتر بتواند چربی های اضافی را بسوزاند.
(۱) باید یک سری حرکات ورزشی تصاعدی را شروع کنید. عضله های شکم عمدتا برای خم کردن و چرخاندن بالاتنه به جلو، عقب و یا طرفین مورد استفاده قرار می گیرند. هدف اصلی حرکاتی شبیه دراز و نشست که در اکثر دستگا ههای مخصوص کوچک کردن شکم انجام می شود، استفاده و فعال کردن از این عضلات است.
برای قوی کردن عضلات شکم حرکات زیر را به صورت ترکیبی انجام دهید :
- خم شدن به سمت جلو، عقب و پهلو
- چرخاندن کمر به حالت دورانی
عضله های شکم شما مانند همه عضلات بدن لازم است حداقل سه بار در هفته فعالیت داشته باشند. اگر می خواهید از پیشرفت کارتان مطمئن شوید هر بار ورزش ها را با جدیت بیشتری انجام دهید.
(۲) سوخت و ساز بدنتان را با تمرینات کوتاه و سنگین شکم افزایش دهید. ورزش های شکم اگر درست انجام شوند به راحتی می توانند سوخت و ساز بدن شما را به مقدار زیادی افزایش دهند. این کار باعث می شود چربی اضافی در بدن شما مصرف شده و ذخیره نشود.در زیر مدت زمان لازم برای انجام حرکات تناوبی در هر نوع حرکت ورزشی اعم از : دوچرخه سواری، پیاده روی و شنا ذکر شده :
- ۲ تا ۵ دقیقه با حرکات آرام بدن خود را گرم کنید
- مدت ۳۰ ثانیه حرکات سنگین تر را با حداکثر سرعت ممکن انجام دهید
- مدت ۱ دقیقه حرکات ملایم تر انجام دهید. در واقع این زمان برای نفس گیری و شروع مجدد لازم است
حرکات فوق را به تناوب ۶ الی ۱۰ دقیقه تکرار کنید.
(۳) ثابت نگهداشتن میزان قند خون کلید موفقیت است. زیرا همانطور که قبلا گفته شد مهمترین فاکتور در از دست دادن چربی اضافی بدن و جلوگیری از بازگشت آن است.
به منظور اینکه قند خونتان ثابت بماند باید به طور مداوم هر ۳-۲ ساعت یک بار بدنتان را تغذیه کنید. در این مرحله رمز کار این است که در هر وعده تنها همان مقدار غذایی که در آن لحظه نیاز دارید بخورید نه بیشتر. بدن شما در کل روز کالری مصرف می کند، پس چرا باید خود را مجبور کنید که تنها ۲ یا ۳ وعده در روز غذا بخورید ؟
به بدنتان سوخت مورد نیاز: میوه جات، غلات، سبزیجات، آجیل و پروتئین (ماهی،گوشت لخم، مرغ، تخم مرغ و …) را برسانید.
اکثر مردم به اشتباه توجه زیادی به میزان چربی موجود در غذایشان می کنند. کالری کالری است، فرقی هم نمی کند که از چه مواد غذایی آمده باشد. اگر بیش از میزان لازم مصرف شود، در هر صورت در بدن شما تبدیل به چربی خواهد شد.
البته مسلما غذاهایی که می خوریم مهم هستند. اما وقتی چربی ها را می سوزانید تاثیر چندانی ندارند. پس تا جایی که ممکن است غذاهای سالم تر بخورید، در عین حال هیچ وقت فکر نکنید که خوردن یک چیزبرگر حتما به بدن شما چربی اضافه می کند.
(۴) از یک مربی حرفه ای مشورت بگیرید و از او کمک بخواهید. مشکل اکثر ما این است که راجع به تغذیه صحیح و تمرینات ورزشی مفید برای رسیدن به سلامتی و تناسب اندام، اطلاعات کافی نداریم.
اگر بدون مربی ورزش می کنید، از خودتان سئوال کنید : ” آیا از شرایط فعلی فیزیکی ام راضی هستم یا خیر؟ آیا پیشرفتی در این زمینه حاصل شده ؟ ”
اگر جواب خیر است، بهتر است حتما با یک مربی ورزش حرفه ای مشاوره کنید. به اطلاعاتی که از مجلات مربوط به تناسب اندام دریافت می کنید بسنده نکنید. یک مربی حرفه ای به شما کمک می کند که در مدت زمانی خیلی کمتر از آنچه تصور می کنید به اهداف مورد نظرتان برای تناسب اندام دست یابید.
اگر برای داشتن اندامی متناسب، شکمی کوچک و کمری باریک، عزم خود را جزم کرده اید، پیشنهاد می کنم با ۴ روش بالا کار خود را شروع کنید. این راهکارها به شما کمک می کند که سوخت و ساز بدن خود را افزایش دهید و چربی های اضافی را بسوزانید، نتیجه این کار احساس شادابی و سلامت به همراه داشتن ظاهری متناسب خواهد بود.
funpatogh . com
<<حاملگی و زایمان در ۲۰ دقیقه >>
مرکز باروری و ناباروری یوزارسیف !
در پی ازدواج یوزارسیف در بسیاری از مدارس دخترانه عزای عمومی اعلام شد.
در گذشت کاریماما،ازدواج یوزارسیف،قدم نو رسیده،آغاز خشکسالی و پدر بزرگ شدن یعقوب تبریک،تهنیت، و تسلیت باد
سلام .. خوبی
.
جمعه با کسی قرار نذار
.
می خوایم بریم کمک یوزار سیف, گندم درو کنیم
کائنان معبد برای اینکه درزمان قعطی شناسایی نشونداقدام به کاشت موکردند
تمامی کارگران اخراج شده ازقصرپوتیفارجهت پیداکردن کار به عسلویه
A,B,C,D,E,F,G,H, _ ,J,K,L,M,N,O,P,Q,R,S,T,U,V,W,X,Y,Z
دنبال I نگرد ! چون فدای U شده !
funpatogh . com
funpatogh . com
کپی برداری تمام و یا بخشی از محتوای سایت بدون ذکر نام منبع، ممنوع است
تبلیغات